شباهت آدما با کتاب!

بعضی از آدما چاپ مجدد میشن و بعضیا هم کپی کسای دیگه ان

 

بعضیا قیمتشون فصلی تغییر میکنه

 

بعضیا هرچی میمونن ارزشمندتر میشن

 

بعضیارو باید چندین بار بخونی

 

بعضیارو باید بدی مترجم ترجمش کنه تا بفهمی اصن منظورش چیه

 

چه بخوایم چه نخوایم بعضیارو باید نخوتده بندازش دوووور

  








دروغ شرافتمندانه!!!!

یه روزی یه پیرمردی کنار یه دریاچه نشسته بود و گریه می کرد یه فرشته مهربون اومد و ازش پرسید چرا گریه می کنی؟

پیرمرد گفت : تبرم داخل آب افتاده و این تنها راو منبع درآمد منه

فرشته به زیر آب رفت و یک تبر طلایی آورد به پیرمرد گفت : اینه تبرت؟ و پیرمرد گفت نه! فرشته به زیر آب رفت و یک تبر نقره ای آورد اما این بار هم پیرمرد قبول نکرد تا در نهایت فرشته تبر خود او را از زیر آب آور و به خاطر صداقت پیرمرد هر سه تبر را به او هدیه کرد. پیرمرد خوشحال شد و به زندگی خود ادامه داد. 

بعد از مدتی مجدد فرشته پیرمرد را در حالی که در کنار دریاچه گریه می کرد یافت. این بار هم جویای احوال او شد این بار پیرمرد گفت که همسر اوداخل دریاچه افتاده.

فرشته به زیر آب رفت و آنجلینا جولی را آورد و پیرمرد به سرعت گفت آری این همسر منه!!!!!

پری مهربون ناراحت شد و به او گفت تو این بار صادق نبودی

پیرمرد ناراحت شد و دلیل کار خود را اینگونه بیان کرد :

اگر من این را قبول نمی کردم تو می رفتی و احتمالا کاترینا زتاجونز رو می آوردی و در نهایت همسر من را به همراه این دو نفر به من می دادی. من پیرمردی فرطوط هستم و توان من از اداره سه همسر خارج می باشد!!!!

  








شعر طنز مجنون و لیلی

پیامک زد شبی لیلی به مجنون
که هر وقت آمدی از خانه بیرون

بیاور مدرک تحصیلی ات را
گواهی نامه ی پی اچ دی ات را

پدر باید ببیند دکترایت
زمانه بد شده جانم فدایت

دعا کن مدرکت جعلی نباشد
زدانشگاه هاوایی نباشد



وگرنه وای بر احوالت ای مرد
که بابایم بگیرد حالت ای مرد



چو مجنون این پیامک خواند وارفت
به سوی دشت و صحرا کله پا رفت



اس ام اس زد ز آنجا سوی لیلی
که می خواهم تورا قد تریلی



دلم در دام عشقت بی قرار است
ولیکن مدرکم بی اعتبار است



شده از فاکسفورد این دکترا فاکس
مقصر است در این ماجرا فاکس



چه سنگین است بار این جدایی
امان از دست این مدرک گرایی

  








شعر طنز از فک و فامیل سهراب سپهری!!!!!!


اهل حمامم

پوستم مهتابی ست

چشمهایم آبی ست

پدرم دلاک است

سرطاسی دارد

لُنگ می اندازد

شامپو مصرف میکند

کله اش هی کف می کرد

و سپس مویش ریخت

و چه اندازه سرش براق است!

حرفه ام دلاکی است

هدف من پاکی است

می نشیند لب سکو آرام

یک نفر با احساس

او تصور میکند خوش پرو پاست!

کودکی را دیدم

می دود در پی صابون و لگن

ای نهان در پس در

خشک آورم خشک

مشتری های عزیز!

لگن خاصره هاتان سالم

رخت ها را نکنید

آبمان بند آمد!

  








چندتا مطلب باحال

از قلبم پرسیدم فرق دوستی و عشق چیه؟

.

.

.

.

.

گفت : من کارم پمپاژ خونه سوالای چرت و پرت ازم نپرس

.....................................................................................................................

 

واکنش دخترا نسبت به خرید شارژ ایرانسل

1000 تومانی : مرسی عزیزم (تو دلش خسییییس)

2000 تومانی : واای ممنون گلم

5000 تومانی : عزیز دلم واقعا ممنونتم دوست دارم!

10000 تومانی : ممنون عشقم دلم برات تنگ شده کجا بیام ببینمت؟

.

.

.

.

.

20000 تومانی : دیگه هنوز هیچ پسری انقد خر نشده!

.....................................................................................................................

 

یارو زبونش می گرفته ، می ره داروخونه می گه: آقا دیب داری؟
کارمند داروخونه می گه: دیب دیگه چیه؟

یارو جواب می ده: دیب دیگه - این ورش دیب داره ، اون ورش دیب داره.
کارمنده می گه: والا ما تا حالا دیب نشنیدیم - چی هست این دیب ؟!

یارو می گه: بابا دیب ، دیب
طرف می بینه نمی فهمه ، می ره به رئیس داروخونه می گه - اون می آد می پرسه: چی می خوای عزیزم ؟!
یارو می گه: دیب!
رئیس می پرسه: دیب دیگه چیه؟!

یارو می گه: بابا دیب دیگه - این ورش دیب داره ، اون ورش دیب داره.
رئیس داروخونه می گه: تو مطمئنی که اسمش دیبه؟!

یارو می گه: آره بابا - خودم دائم مصرف دارم، شما نمی دونید دیب چیه؟
رئیس هم هر کاری می کنه ، نمی تونه سر در بیاره و کلافه می شه ... یکی از کارمندای داروخونه برای خود شیرینی می آد جلو و می گه: یکی از بچه های داروخونه مثل همین آقا زبونش می گیره، فکر کنم بفهمه این چی می خواد - اما الان شیفتش نیست.

رئیس داروخونه که خیلی مشتاق شده بود بفهمه دیب چیه ، گفت: اشکال نداره - یکی بره دنبالش، سریع برش داره بیارتش.
می رن اون کارمنده رو میارن - وقتی می رسه، از یارو می پرسه: چی می خوای؟!
یارو می گه: دیب!
کارمنده می گه: دیب؟!

یارو: آره
کارمنه می گه: که این ورش دیب داره ، اون ورش دیب داره؟!

یارو: آره
کارمند: داریم! چطور نفهمیدن تو چی می خوای؟!

همه خیلی خوشحال شدن که بالاخره فهمیدن یارو چی می خواد - کارمنده سریع می ره توی انبار و دیب رو میذاره توی یه مشمع مشکی و میاره می ده به یارو و اونم می ره پی کارش.
همه جمع می شن دور اون کارمند و با کنجکاوی می پرسن: چی می خواست این?!

کارمنده می گه: دیب!
می پرسن: دیب؟دیب دیگه چیه؟!
می گه: بابا همون که این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره!
رئیس شاکی می شه و می گه: اینجوری فایده نداره - برو یه دونه دیب ور دار بیار ببینیم دیب چیه؟!
کارمنده می گه: تموم شد - آخرین دیب رو دادم به این بابا رفت!!

دوستان حالا دیب چیه؟؟؟؟؟؟

  








بنز یا موتور؟؟؟

یه روز یه آقایی سوار بر بنز آخرین مدلش داشته با سرعت 180 کیلومتر تو اتوبان رانندگی می کرده که یه هو یه متور گازی از بغلش سبقت می گیره. طرف اعصابش خورد می شه سرعتش و به 200 میرسونه اما بعد از چند دقیقه دوباره موتور گازی ازش سبقت می گیره!!

سرعت بنز رو به 220 می رسونه اما بازم مرد ازش جتو می زنه!!! راننده بنز اعصابش خورد می شه و از راننده موتور خواهش می کنه که بزنه کنار و ازش می پرسه : آقا من نوکرتم یه سوال داشتم فقط بهم بگو تو چی کا کردی که 3 دفه از من سبقت گرفتی؟؟؟ 

موتور سوار میگه : خدا خیرت بده که ماشین و نگه داشتی آخه کش شلوارم به آینه ماشینت گیر کرده بود جدا ام نمی شد!!!!!!!

  








برای آقا پسرها!

دغدغه های پسر جوان:کار ندارم – پول ندارم – سربازی نرفتم – ماشین وخونه ندارم – و …


دغدغه های دختر جوان : لاک ناخونم پاک شده – مهری سرویس طلا خریده –

دخترخاله ام ماشین داره – مامان غذای خوب نمی پزه – عروسکمو هنوز نخوابوندم !

  








آیا میدانید طنز!

آیا میدانید نخست وزیر به انگلیسی چی میشه؟!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
میشه : First And Under !!!

  








مکالمه هوشمندانه!!

الو سلام مامانی کجایی؟

سلام دخترم تو تاکسی دارم میرم پیش خاله مریم

همین الان پیاده شو مامان!

چی میگی عزیزم چی شده؟؟

آخه من نمی دونم شما چرا هیچ وقت از BRT استفاده نمیکنی مامانی

باز خواب زده شدی دختر یا باز کتاب جدید خوندی؟

نه اصن مگه BRT ارزون تر نیست؟

چرا

مگه سری تر نمیرسی؟

ای بابااااا میگی چی شده یا نه؟؟؟

مگه من لیسانس ندارم؟

لا اله الا الله آخه چه مرگته تو؟

مامانی آخه مگه من چی از دختر زری خانوم کمتر دارم؟

خدافظ

نه نه نه صبر کن میگم!!! دیروز زری خانوم تو BRT با یه خانمه آشنا شده که یه برادرزاده داره که هم پسر خوبیه هم مایه داره امشبم میخواد بیاد خواستگاریش. خوب شما هم از BRT استفاده کن دیگه. شما چرا اصن به من فکر نمیکنین آخه؟!!!!!

  








داستان طنز کوتاه

روزی خانمی در زمینی در حال بازی کردن گلف بود که ناگهان در گوشه ای از زمین سنجابی را دید که توانایی حرف زدن دارد و در قفسی زندانی است. سنجاب به او گفت اگر مرا آزاد کنی 3 آرزویت را براورده می کنم و زن بی درنگ این کار را کرد. سنجاب گفت شرط کار اینگونه است هر آرزویی را که برای تو براورده کنم 10 برابر آن را برای همسرت براورده میکنم. زن کمی فکر کرد لبخندی زد و قبول کرد.

آرزوی اول : میخواهم زیبا ترین زن روی زمین باشم 

آرزوی دوم : میخواهم ثروتمند ترین آدم روی زمین باشم

سنجاب آرزوی او را براورده کرد و به او هشدار داد که هم اکنون شوهر تو 10 برابر از تو زیبا تر و ثروتمند تر است.

سنجاب کاملا از آرزوی سوم زن جا خورده بود ولی مجبور به انجام آن بود.  زن آرزو کرد که دچار یک حمله قلبی خفیف شود!!!!! 

انتخاب هوشمندانه ای بود. خانم ها در بعضی از موارد تصمیمات کلیدی برای زندگی می گیرند که از دیدگاه آنها بدون نقص است اما نتیجه اخلاقی داستان :

 

 

انقد زود گول ظاهر رو نخورین چون با آرزوی زن، مرد دچار یک حمله قلبی 10 برابر خفیف تر از زن شد. خدا می دونه بعدش که زنه ماجرار و می فهمه چه حالی می شه چشمک

 

  








داستان طنز

زن رفت پیش دکتر تا حال شوهرش و بپرسه

دکتر بهش گفت : شوهرتون عملش با موفقیت بوده و خطر رفع شده اما باید یه سری نکات و توجه کنین

بحث و دعوا ممنوع. اعصابش نباید خورد بشه. نباید به رفتارش گیر بدین. بحث مالی یا هر بحثیم که باعث ناراحتیش بشه مجدد حالشو بد می کنه

زن بر میگرده خونه و شوهرش می پرسه خوب دکتر چی گفت؟

زن با ناراحتی می گه :

عزیزم متاسفم دکتر گفت زیاد زنده نمی مونی!!!!!!!!!!!

  








داستان طنز کوتاه

یه روز صبح که یه آقایی از خواب بیدار می شه میبینه که خانمش داره صبحانه تخم مرغ درست می کنه. تا وارد آشپزخونه میشه میگه :

وااااای معلوم هست چی کار می کنی؟ این چه وضعه تخم مرغ درست کردنه؟ هااان؟ برش گردون داره می سوزه واااای چه قد روغن ریختی؟ چرا اینجوری می کنی؟ روغن و بزن کنار. تو مطمئنی روغن داغه؟ چرا نمک نمیزنی تو آخه؟ فلفل بزن. برش گردون سوووووخت واااای خدای من ببین چه جوری هم می زنه!!!!

زن با تعجب می گه دیوونه شدی؟ واقعا فکر می کنی من نمی تونم یه تخم مرغ ساده درست کنم؟

مرد با خونسردی لبخندی می زنه و میگه : عزیزم فقط می خواستم بفهمی وقتی دارم رانندگی میکنم و تو کنارمی من چه حالی دارم لبخند

  








چندتا مطلب باحال

اگه یه زمانی یه سیبی و گاز زدی و یه کرمی از توش وول زد بیرون خدارو شکر کن چون اگه سیب رو گاز می زدی و کرم نصفه بود حالت بیشتر بد می شد!!

 

ذش فخ ئشد یشق قخخاث فشذهشف حثداشدشئ

سخنی گهربار از دکتر علی شریعتی فقط بنده خدا یادش رفته بود Alt+Shift رو بزنه چشمک

 

به غضنفر گفتن آقا واسه زلزله کمک کردی؟ میگه والا امسال دستم خالی بود ایشالا زلزله بعدی!!!!

 

بچه به مامانش ==> مامانی من برم با حسین بازی کنم؟

مامانی به بچش ==> نه پسرم حسین بچه خوبی نیست آدم باید با دوستای بهتر از خودش بازی کنه

بچه به مامانش ==> باشه پس به حسین میگم بیاد با من بازی کنه 

  








چند تا جک جدید!!!

یه روز رئیس یه دیوونه خونه 3 تا از بهترین مریض هاشو میاره واسه تست تا ترخیصشون کنه. به اولی میگه دو دو تا؟ میگه 57 تا!! به دومی میگه دو دو تا؟ میگه سه شنبه!! خلاصه جفتشون و رد میکنه و نوبت نفر سوم می شه ازش می پرسه دو دو تا میگه چهارتا !! میگن آفرین چه جوری بهش رسیدی؟ میگه بابا این که کاری نداشت 57 رو از سه شنبه کم کردم!!!!  قهقهه

 

قوانین فیزیک همه جا کاربرد داره حتی تو دوران دانشگامون!!!! هر واحد دانشگاهی از بین نمی رود بلکه از ترمی به ترم دیگر انتقال پیدا می کند!!!!

 

به غضنفر میگن آقا جان من تو ام تو منی حالا تو کدومی؟ میگه خاک تو سرتون!!! آخر گمم کردین؟!!!!!!!

 


  








جوک ویژه پسرها!

3 تا پیرزن تصمیم می گیرن شوهر کنن. یه آگهی می دن تو روزنامه:
با یکی ازدواج کن.... 2 تا جایزه بگیر!


مرد: زن! تو چرا رفتی باز سه دست لباس نو خریدی، آخه نمی گی من از کجا پولشو بیارم؟
زن: عزیزم، می دونی من اصلاً آدم فضولی نیستم!

 

میدونی چرا خانم ها کمتر فوتبال بازی می کنند؟ چون کمتر پیش میاد که یازده تا خانم راضی بشن همزمان یه جور لباس بپوشن!

  








پ نه پ امروز

یارو دو ساعت داره خودپردازو انگولک میکنه تازه برگشته میگه شمام کار دارین ؟ نَ پـَـَـ وایستادیم اینجا بنیه و پشتکارِ شما رو سرلوحه زندگیمون قرار بدیم!

جلو عابر بانک تو صف وایسادم یارو می گه ببخشید شمام پول میخاین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خونه کامپیوتر نداریم میام اینجا فیس بوکم رو چک کنم!

رفتم دفتر هواپیمایی میگم عجله دارم میشه پرواز امروز شیراز رو واسم چک کنید؟ میگه اگه جا داد بگیرم؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ نگیر بذار پر شه من فردام میام چک میکنم با هم بخندیم!

رفتم دنبال دوستم، زنگ خونه رو زدم میگم منتظرم، میگه بیام پایین؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بیا بالا پشت بوم، با هلیکوپتر اومدم!

با دوستم رفته بودیم استخر غریق نجات اومده میگه میخوایین شنا کنین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم تو آب حل بشیم به عنوان املاح معدنی مردم استفاده کنن!

تو دندانپزشکی دکتر آمپول بی حسی رو خالی کرد تو لثه ام. بعد از یه ربع که بی حس شد میگه:خوب حالا پرش کنم؟! گفتم ا نه ا! البته منظورم این بود که پ نه پ!!!

  








معلوم هست کجاییییی؟؟؟؟؟؟؟

زن با خشونت بسیار زیاد  پای تلفن : "معلوم هست این موقع شب کجایی توووووووووو؟!"

مرد : سلام خانوم ،عزیزم اون جواهر فروشی رو یادته ؟! یادته از یه انگشتر برلیان خوشت اومده بود و گفتی من اینو می خوام،اما من اون موقع پول نداشتم ولی بهت گفتم که حتما این انگشتر یه روز ماله تو میشه عشقم...؟!

زن بسیار مهربان و با ملاطفت : " خوب معلومه عزیرممممممممممممم..."
... .
.
.
.
مرد : من تو رستوران بغلیشم دارم با دوستام شام می خورم شبم دیر میام خونه!!!!
 
 

  








جوک ازدواج

زن نصف شب از خواب بیدار می‌‌شود و میبینه که شوهرش در رختخواب نیست،
لباسش رو عوض میکنه و به دنبال او به طبقه پایین میره و شوهرش رو میبینه که در
آشپزخانه نشسته و در حالی‌ که یک فنجان قهوه هم روبروش بود به دیوار زل زده و عمیق در فکر فرو رفته...

زن وقتی او را دید که اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و قهوه‌اش را می‌‌نوشید...

زن در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد آرام زمزمه کرد : "چی‌ شده عزیزم؟
چرا این موقع شب اینجا نشستی؟"

شوهرش نگاهش را از قهوه‌اش بر میداره و میگه : هیچی‌ فقط اون موقع
هارو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات می‌‌کردیم، یادته؟

زن که حسابی‌ تحت تاثیر احساسات شوهرش قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از
اشک شد ا گفت: "آره یادمه..."

شوهرش به سختی‌ گفت:

_ یادته که پدرت ما رو وقتی‌ که رو صندلی عقب ماشین بودیم پیدا کرد؟

_آره یادمه (در حالی‌ که بر روی صندلی‌ کنار شوهرش نشست...)

_یادته وقتی‌ پدرت تفنگ رو به سمت من نشون گرفته بود و گفت که یا با دختر
من ازدواج میکنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان ؟!

_آره اونم یادمه...

مرد آهی می‌‌کشد و می‌‌گوید: اگه رفته بودم زندان الان آزاد شده بودم

  








جوک آقایان

تنها انتقامی که میتونی از کسی که زنت را از چنگت
در آورده است بگیری آن است که بگذاری زنت را نگه دارد !

راز زندگی مشترک طولانی این است که:
هر هفته به یک رستوران زیبا رفته و در زیر نور شمع، شام شاعرانه ایی را صرف نمایید. 
.
.
البته جدا از هم.
 
یک مرد بابت یک کالای ۱ دلاری که نیاز داره ۲ دلار می پردازه
یک زن بابت یک کالای ۲ دلاری که نیاز نداره ۱ دلار می پردازه !

من و همسرم 20 سال شاد بودیم تا آنکه با هم آشنا شدیم !

یه ضرب المثل آموزنده هست که می گه :
مردن برای زنی که عاشقشی از زندگی باهاش آسون تره !!!