جوک جدید

زندگی همیشه در جریانه ولی ما رو در جریان نمی ذاره

یه سوال ذهن منو مشغول کرده
چرا شلوار سفید می پوشی خاکی میشه رنگش سیاهه؟
ولی وقتی شلوار مشکی می پوشی خاکی میشه رنگش سفیده؟

یکی می ره به شیرینی فروشه می گه این شیرینی کشمشیا چرا توش کشمش نیست؟
یارو میگه شما شیرینی ناپلئونی می خرین لای هر کدومش ناپلئونه؟

«شام چی درست کنم؟»
اولین جمله مامانم در حین جمع کردن سفره ناهار

هر وقت احساس کردی خیلی بالایی چند تا نارگیل واسه من و بچه ها بنداز پایین

یه بار یه دویستی دادم به گدائه، گدائه گفت: خدای نکره یه وقت لازمت نشه؟

  








جوک آذر 1391

یه دوستی داشتم که اصلن اهل این سوسول‌بازیا و تقلب و این حرفا نبود. یه روز قبل از امتحان یه چاقو میزاشت جیبش میرفت دم خونه‌ی استاد
ما شالله الان مهندس قابلی هم شده...

این نیز بگذرد...
اما ای کاش از جای دیگری بگذرد و همش از روی ما نگذرد

اینقدر که ما تو این چند سال از تغییر قیمت کالاها تعجب کردیم؛ فکر نکنم اصحاب کهف بعد اون همه سال که از خواب بیدار شدن و رفتن تو بازار از تغییر قیمت کالاها تعجب کرده باشن !

می گن پول چرک کف دسته؛ دست ما هم که کلا آنتی باکتریال!

وقتی پنج ثانیه قبل از آلارم موبایل بیدار می شم و اونو خاموش می کنم احساس می کنم بمب خنثی کردم


هر امتحانی سه فاز دارد: فاز فرجه ها که عموما به فنا می رود
فاز ایام امتحانات که عموما به فکر کردن راجع به راه کارهای تقلب می گذرد
فاز بعد از امتحانات که به پاچه خواری اساتید و التماس سپری می شود

  








جوک گوسفند

خبرنگارمیپرسه : گوسفندات چی میخورن؟
چوپان میگه سفیدا یا سیاها؟
خ میگه: سیاها ...
چ میگه: علف
خ میگه:و سفیدا ؟

چ میگه: اونا هم علف
خ میپرسه : شب اونا رو کجا نگه میداری؟
چ میگه:سفیدا یا سیاها ؟
خ میگه:سفیدا ...
چ میگه: تو یه خونه ی بزرگ
خ میگه: و سیاها ؟
چ میگه : اونا رو هم توهمون خونه ی بزرگ
خ میپرسه:وقتی بخوای تمیزشون کنی چطوری اینکارومیکنی؟
چ میگه: سفیدا یا سیاها ؟
خ میگه: سیاها ...
چ میگه : باآب اونا رو میشورم
خ میگه:و سفیدا؟
چ میگه: اونارو هم با آب میشورم
خبرنگاره عصبانی میشه به چوپانه میگه :توچرا اینقد نژادپرستی میکنی هی میگی سفید یاسیاه ؟؟؟
چوپانه میگه:آخه سفیدا مال منن
خبرنگارمیگه :و سیاها ؟
چوپانه میگه :اوناهم مال منن..

  








جوک جدید

اگر به جای دایناسورها ، پشه ها منقرض میشدن زندگی قشنگتر بود …

بدترین شکست عشقی عمرمو کلاس سوم دبستان خوردم
وقتی که فهمیدم جایزه هارو مامانم میخریده میداده به معلما!

امروز تو خیابون یکی گول ظاهرمو خورد ،
هیچی دیگه من الان دیگه گول ظاهر ندارم !!

از جمله سرگرمی های مادرم اینه که،
تو خونه بگرده و از این و اون بپرسه اگه اینو نمیخوای بندازم دور …