اعترافهای احمقانه!!

اعتراف میکنم چند روز پیش دختر خالم گوشیشو خونمون جا گذاشته بود بهش اس ام اس دادم گفتم گوشیتو جا گذاشتی خونمون!!!!

=========================

چند وقت پیش تو حیات خونمون داشتم سیگار میکشیدم یه هو صدای در اومد منم هول شدم سیگارم و رو گوشیم خاموش کردم تازه بد تر از اون گوشیمو انداختم تو باغچه ته سیگار تو دستم موند!!!!

=========================

در اقدامی شجاعانه اعلام میکنم درس تنظیم خانواده رو افتادم فقط به خاطر اینکه تو جواب سوال احمقانه استاد که مگه اینجا جای خوابه؟ خیلی خرم و خوشحال گفتم : بیخیال استاد آخه کیو دیدی ساعت 8 صبح خانوادش تنظیم بشه! کلاس رفت رو هوا استادم من و بیرون کرد واسه اینکه ضایع نشه

=========================

اعتراف میکنم یه بار که داشتم موهام و اتو میکردم بعد از یه ساعت زمان گزاشتن و احساس رضایت از موهام فهمیدم اتو خاموشه!!

=========================

اعتراف میکنم تو بچگی وقتی اولین بار یه بز دیدم بهش سلام کردم و بعدش از ترس فرار کردم!