جوک غضنفر

یه آدم خونخواری تو یه شهری زندگی میکرده خلاصه یکی داوطلب میشه باهاش بجنگه همه مرم خوشحال میشن و واسه کمک هرکی یه چیزی میاره یکی خنجر میاره یکی شمشیر و ...

خلاصه میره و بعد از 1 هفته خونین و مالی بر میگرده. میگن آقا چی شد پس؟ میگه والا یه دستم خنجر بود یه دستم شمشیر با دندونام می جنگیدم؟!!!!!

=========================

غضنفر میفته تو جزیره آدم خوارا رئیس قبیله میگه این و میکشیمش و از پوستش قایق درست میکنیم. یهویی غضنفر به خودش میاد و طنابار و پاره میکنه یکی و میزنه و چاقوش و میگیره میزاره رو شیکمش به رئیس قبیله میگه هیچکی جلو نیاد وگرنه قایق تون و سوراخ میکنم!!!